============================================================
296 كتاب الصيدنة فى الطب شكافته ياشد و لون او به سرخى مايل يود و در جوزالقخ شكافتن سر ا و و تادر باشد و باينمعنى تخم او درو ياقى باشد و لون جوزالقى بسبزى مايل ياشد 1. از نسخ خطى سهگانهآ ترجمه فارسى. در لسان العرب زقعه است: «والرقعه شجرة عظيمة كالجوزة» اما وصفى كه در آنجاست با توصيف ابوريحان چندان سازگار نيست. براى توضيح بيشتر دربارهآ جوزالرقع و رقاع و جو زالقى رجوع شود به شرح مايرهوف بر غافقى (شماره (216 470. رمان(1) ا02 يا ت00 - با ل081 1000 رمان را بلغت رومى رويذون(2) و رويذين و روذوس گويند و بسريانى زمانا گويند و به هندى دارم(3) و دارمون گويند و اتار بسيار آب را كه درو(4) تخم كم باشد بلغت عرب مرمار گويند. و جالينوس گويد تالاسطون(3) شكوفهآ انار دشتى را گويند كه به شكوفه انار بستانى مشابه باشد. و صهاربخت گويد 1 (6)1 انار دشتى حبالقلقل(6) را گويند.
1. از نسخ خطى سهگانهآ ترجمه فارسى 2. 00ف1001، رويديون به گفتهآ ليدل واسكات مصغر روا يا روپا است و به معنى اتار كو چك است. 3. بتا به لغت نامه پلاتس دارم و دارمت (501).
4. ظاهرا «شحم كم باشده يا «شحم نباشده: «المرمار الرمان الكثير الماء الذى لاشحم له السان العرب ذيل مررا. 5. بالوسطيون وهو جلنار وهو رمان برى (ترجمه عربى ديسقوريدس 119 از اول). 6. در اصل: «حب الفلفل» و آن درست نيست. رجوع شود به همين كلمه در اين كتاب.
471. رماد(1) 2249- نل116 خاكستر را بلغت تازى رماد گويند و بلغت رومى اطريفون(2) گويند و وز اصطخين(3) گويند و به سريانى نطما گويند و به هندوئى راك گويند و در جور بعضى مواضع سواه(4) گويند. و ابوالخير و بولس در هر خانه كه مس گدازند (5) ح چون خاكستر درو چمع شود بلغت رومى او را سبوديون(5) گويند.
Page 356