418

============================================================

358 كتاب الصبيدنة فى الطب پس از آن ياء است قرار گرفته است. اگرچه كلمات آغاز شده با سو پس از آن ذكر شده است. واما رازى چثين ترتيبى را مراعات نكرده است پس شايد سقوطرس از اشتباه ناسخان الماوى حاصل شده است. كلمهآ «اغصانا» در متن بايد اشتباه كاتب باشد زيرا اين گياه مانند فى تزم بوده است و با آن درخت مو زا مى پستهاند. «راغصانا» بايد تحريف ««و اما عصارته» مذكور در المحاوى باشد كه ناسخ صيدنه قسمت بعدى را از قلم انداخته است.

79د سوفال الرازى: قشور غلاظ عظام حتقىى الشكل شبيهة بقشور شجرة الدردار و وهى التى تحمل السنة العصافير.

580. سوءمزاج ي الرازى: حب اسود اللون يشبه البسر الا انه اصغر منه.

581 بتويق بالسريانية شحثيثا.

582. سياه داور آن هو نخرالبطم و قيل البلوط و بالسريانية(1)...

1. از اينجا ياز از اصل عربى افتاده أست. چند ماده از حرف سين و نمام مواد حرف شين وماده صاب از حرف صاد وقسمتى از مادهآ صير را از روى ترجمهآ فارسى نقل خواهيم كرد ترچمهآ او فارسى درباره سياهداوران ناقص است يعنى وصف آن را كه از آن بيرونى آست ندارد و فقط خواص ان را از ارجانى نقل كرده است كه از پيرونى تيست. سياهداوران را ساداوران نيز چور گفتهاند و مؤلف برهان قاطع آن را سرياتى مى داند! و گويد چيزى است مانند صمغ و آن را در درون درخت گردكان كه مجوف شده باشد يابند... مؤلف خزن الادويه (ص 488) گفته است كه معرب از سياهداران است يعنى سياهى درختان! ولى يعد مى گويد كه آن را به عربى سوادالحكام وسوادالقضاة تيز گويند به جهت آنكه قسمى مداد از آن ترتيب ميدهند. پس بايد سياهداوران ور باشد با اضافه سياه به داوران. در جامع ابن البيطار (ج آ ص 3) سواد القضاة به اشتباه

Halaman 418