مر عدم را كانچه خوردي بازده
آنچه خوردي واده اي مرك سپاه
از نبات ودارو وبرك وكپاه •••
اي برا در عقل يك دم باخود آر
دم بدم در تو خزانست وبهار
باغ دل را سبزوتر وتازه بين
پر زغنچه ورد وسرو وياسمين
زانبهئ برك بنهان گشته شاخ
زانبهئ گل نهان صحرا وكاخ
اين سخنهايي كه از عقل كلست
Unknown page