242

============================================================

184 كتاب الصيدنة فى الطب 26. جلنار(1) /0004090.ال10082121 جلنار را بلغت رومى لاثتوريدس(2) گويند و اوثنا(3) نيز گويند و معنى اوه خير الازهار باشد يعنى نيكو ترين شكوفهها و بسريانى و ردادرمانا(4) گويند. و گلنار دشتى را بلغت رومى فلو سطيون گويند. و در منقول مخلص آورده اند كه گلنار را يو بلغت يونانى كنطينوس(5) گويند و بسريانى رمانامصرينا گويند يعنى شهرى ن (5)ح ورمانادبرا گويند مردشتى را، و بلغت پارسى گلناردشتى گويند و از شكوفة61) مصرى آنچه گلناردشتى است مختلف الانواع است بعضى از او سپيد بود و بعضى از جه او سرخ و بعضى مورد يعنى گلفام و خلقت او به خلقت بستانى مشابهت تمام دارد.

اوريباسيوس گويد آنچه مصرى است اورا بالاوسطون(7) گويند. فزارى گويد او هر (7)ح و را بلغت مصرى خنداقل گويند و درخت او را بار نياشد بلكه بر گلنار مقصور بود زيرا كه او تر ابست. و ابومعاذ گويد مصرى را چون دشتى بود رعث گويند و مظ نيز جهر وت گويند و دراين نوع منفعتى نباشد نه در شكوفه اوو نه در بار او. و ازهرى در تهذيب تود رعث نياورده است. و ابو عبيد از اصمعى روايت كرده است كه ناردشتى را عربتو مظ گويد و در اين معنى شعراى طينى (8) شعر گفتهاند.

وسل (9) الهم عنلك بذات لوث تبوص الحاديين إذا الظا كأن بنخرها و بمشفريها و مخلج انفها راء و مظا 1. منقول از نسخ خطى مذكور ترجمهآ فارسى . آ. چنين است در اصل: و شايد لارگوس 5لها بوده است (شرح مايرهوف بر غافقى شماره 194). 3. چنين است در اصل. كريموف به نقل از لفت ناسه باربهلول: اوينا.؟. درمب: وردادامانا. درمج: ورداروما. 5. شايد در اصل كطيسوس يا كيطيسوس جوه ددكنالاابودهاست (لووء نامهاى گياهان به آرامى 363). 6. در مب: «و از شكوفهآ گلنارمصرى آنچه دشتى است..»7. درست: بالاوسطيون، همان فلو سطيون مذكور در فوق است (به عنوان يونانى ه مراجعه شود) . 8. درمب: طبى؛ و در مج: اطين! متن از لسان العرب (ذيل مظظ) اصلاح شد (واتشد ابوالهيثم لبعض طيى). 9. در مب ومج به صورت مغلوط بود و ازلسان العرب اصلاح شد. مغ اصلا ه نياورده است. «ناقة ذات لوثة ولوت اى قوة وقيل اى كثيرة اللحم والشحم: باصه يبوصهاى سيقه و و فاته: الظ اى لزم والح، و مخلج انفها اى محل الحبل من انفها: والراء زبدالبحر والمظ هنا دم الغزال و

صفحة ٢٤٢