الصيدنة
الصيدنة
بسبهرت ر باده. مه لرضر بروفور ها سرنم ورتو ر و شه روت تولررها بتهبت جهمادكى كلترت *سٹ ن نايره وهل ر) بجاهب ك الربهى الان ح
صفحہ 1
============================================================
ن ا اب يل ه رى او شنه نانان ف بيى مى هاب اون ته نتان ثات ختنة زيتنرنه ويت الر قع يه م فة غ تا اتنتنا د ش
صفحہ 2
============================================================
12 5
الورحار بهرو ممد مد د ماييتاه23 س زدى تهيسه وم تجيح و مترش مست قازيب
صفحہ 3
============================================================
مركز نشرد اتشگاهى تاريغ علم 572 كتاب الصيدنة فى الطب تاليف ابوريحان بيرونى تصحيح دكتر عباس زرياپ مركز نشر داتشگاهى، تهران چاپ اول1370 تعداد2500 وا. بانچيست: خيرالنساء آقاجانى صفحه آراة محمد سيداخلاقى خطاطى روى چلدة محمد احصايي ناظر چاب: محمدتقى اعتبارى هروفچينى: لاينوترون مركز نشرد انشگاهى ليتو گرافى: بهزاد چاپ و صحافى: ديبا 800 تومان حق چاپ براى مركز نشردانشگاهى محفوظ است ابوريحان بيروتى، محيدبن احمده 362.220 فى الصيدنة قى الطب ص. ع. به انگليى: ة (ار1ال8 81028 در اين تسخه مواضع افتاده از نسخهاصل عريى يا مواضع آن در ترجهآ قارسى برشده 1. داروشناسى -متون قديمى تاقرن4اق.2. دار و شناسى- واژهنامهها.3. گياهشناسى هزشكى. متون قديمى تا قرن ؟اق الف زرياب، عياس مصحح ب. مركز نشر (دانشگاهى. ج. عنوان.
61581
صفحہ 4
============================================================
حى رنرويته بات يتهاط آ ى ييى ش فهرست ر عنوان يشگفتار مقدمه متن صيدنه 623 فهرست نامهاى گياهان و جانوران و كانيهاى فهرست نام كتايها 727 فهرست نام اشخاص فهرست تج جايها چام فهرست نامهاى علمى گياهان و جان و كانيها فهرست لغات يونانى ز قهرست منايعى كه در مقدمه و حهى يطور مستقيم يا غير مستتم ى گن استفاده شده است
صفحہ 5
============================================================
صفحہ 6
============================================================
ا ا ا ب ا ا ا ا ا م نه د دل للرم
.پيشگفتار در پائيز سال 1341 هجرى شمسى كه به دعوت ايرانشناس بزرگ پرفسور هنينگ به داتشگاه بركلى ير واقع در كاليفرنيا رفته بودم ايشان نسخهاى عكسى از كتاب الصيدنه تآليف ابوريحان بيرونى را ر (نسخهآ عكسى كتابخانه غورشونلى زاده واقع در بورسه) به من دادند و از من خواستند تا لقات 2 خوار زمي آن كتاب را براى ايشان استخراج كنم و نيز گفتند اگر ممكن است كتاب را براى طبع و نشر آماده سازم. من لغات خوارزمى نسخه را براى ايشان آماده كردم، اما در آماده كردن كتاب براى نشر ر مردد شدم، زيرا مشكلات كتاب از جهتخط و افتادگى و تحريف و تصحيف مخصوصادر لغات يونانى و يه سريانى و هندى و سندى فراوان بود و من به جهت هين مشكلات در خود جرئت اقدام به اين كار را نديدم. اما مرحوم هنينگ مرا تشويق فرمود و گفت شما مى توانيد اين كار را بكنيد و بايد اقدام كنيد.ر دو سال اقامت من در بر كلى به جهت شغل تدريس در دانشگاه آن شهر كافى نبود كه من حتى مطالمه و بررسى خود را در اين كتاب به پايان برسانم. پس از بازگشت به تهران در مدت اشتغال در دانشگاه نتوانستم به اين كار بپردازم. پس از آنكه ناگزير به ترك دانشگاه شدم فراغتى دست داد تا آرزوى ر مرحوم هنينگ را جامهآ عمل بپوشانم و در مدت دو سال كار رونويسى و تصحيح و تحشيه به پايان رسيد. اما مشكل عظيمى كه در تهران داشتم و دارم دسترسى نداشتن به منابع و مأخذيراى تصحيح و جه تحشيه بود و من توانستم فقط با مراجعه به منابع محدودى كه در تهران امكان دسترسى به آنها موچود جه بود اين كار را انجام دهم و به هين دليل تصديق مى كنم كه اين كار هنوز ناتمام است.
هفت
صفحہ 7
============================================================
در سال 1362 كار خود را با راهنمايى دوستان دانشمند خود آقايان دكتر مهدى محقق و بهاءالدين خرمشاهى از نظر آقاى دكتر نصرالله پورجوادى رئيس بحترم مؤسسهآ نشر دانشگاهى كه از فضلاى يور نامدار مملكت ماهستند گذراندم و ايشان دستور طبع و نشر آن را دادند و اين كار را به عهده جوان دانشمند آقاى مهندس معصومى همدانى گذاشتند. خوشبختى اين كتاب در اين بود كه شخص فرزانه و برجستهاى مانند مهندس معصومى هيدانى كه كارهاى علمى بالاتر و بايستهتراز اين كار داشت كار چاپ آن را زير نظر گرفت و مخصوصا در تهيهآ فهارس لاتينى و يونانى يارى بسيار گرانبهايى كرد. من اكنون به خوانندگان اعلام مى كنم كه اگر در چاپ اين كتاب محسناتى مى بينند از آقاى مهندس معصومى است و متآسفانه اغلاط چاپى كتاب از غفلت من ناشى شده است.
واى من برخود فرض ميدانم كه اولا از آقاى دكتر پورجوادى تشكر كنم كه اين كتاب را مورد توجه قرار دادند و ازهيچ گونه مساعدتى در تسريع و بهبود كار دريغ نكردنده و اگر تآخيرى در چاپ كتاب حاصل شد ناشى از عوارض خارج از قدرت ايشان بود، و ثانيا از آقاى مهندس معصومى همدانى كه يايهر همهآ مشاغل و گرفتاريهاى علمي وقت پرارزش و گرانبهاى خود را صرف تصحيح نمونهها و نظارت بر ور طبع كردند و من هرگز از عهدهآ سهاس ايشان بر نخواهم آمد. ، از كار كنان دلسوز و علاقه مند و فاضل نشرد انشگاهى مخصوصا از آقاى اخلاقى كه هميشه با روى باز و آمادگى كامل تقاضاها و زحماتى را كه به ايشان ميدادم ميپذيرفتند و حد اعلاى مساعدت را يه مى فرمودند تشكر مى كنم.
چنانچه قسمت دوم اين كتاپ كه مخصوص تعليقات است چاپ شود نظريات و تصحيحات و وه ملاحظات بيشترى مبنى بر كتب و انتشارات و تحقيقات تازه در اين باب خبواهد أمد عباس زرياب شهريور 1349 هشت
صفحہ 8
============================================================
اق .. . ج ه ج جب مقدمه نسخهآ اصلى كتاب الصيدنهج نسخهآ عربى كتاب الصيدنه تآليف ابوريحان بيرونى (متوقى در دوم رجب سال 440) در كتابخانهآ وقفى حاج ابراهيم غورشونلى زاده (تاريخ وقف ظاهرا 1268، دو رقم اول در مهر ناخواناست) واقع در شهر بورسه از شهرهاى تركيه بهدست آمده است. اين نسخه يور را نخستين بار پرفسور زكى وليدى طوغان از دانشمندان بنام تركيه شناخت و آن را به ه پرفسور هلموت رينر دانشمند اسلام شناس مشهور آلمانى اطلاع داد. ريتر هم آن را به دكتر ماكس مايرهوف كحال و خاورشناس آلمانى كه سالها در تاريخ طب و داروشناسى وور اسلامى كار مى كرد خير داد (در ژوتيهآ 1930 م.). اين نسخه كه نخست در شهر قيصريه (سزارياى قديم واقع در كاپادوكيه) بود و از آنجا به بورسه آورده شد به درخواست ريتر ر و با اجازهآ فهمى بيك مدير نسخ خطى وزارت آموزش تركيه از بورسه به استانيول برده شد و در آنجا از آن عكس برداشتند. نسخهآ عكسى در پايان سال 1930 بهدست مايرهوف رسيد و او در پائيز سال 1931 از زكى وليدى طوغان اجازه گرفت تا درباره كشف او اطلاعاتى منتشر كند و با اين ترتيب جهان دانش از وجود اين نسخه مطلعو گرديد.
اما از وجود ترجمهآ فارسى كتاب الصيدنة مذتها پيش اطلاع حاصل شده بود. آقاى بوريج (ع111ع1.167) در سال1902 مسپحى نسيخهاى از ترجمه فارسى را كه به نشانى 2243.»ل در موزه بريتانيا موجود بود در مجلهآ جمعيت آسيائى پادشاهى (سال 1902، ص 333 تا 335) معرفى كرده بود. نسخه مذكور در سال 1190 هجرى قمرى در شهر دهلى استنساخ شده بود (مايرهوف، مقدمه آلمانى بر مقدمه كتاب الصيدنه، ص 9 و 10).
صفحہ 9
============================================================
مايرهوف مقدمهآ كتاب الصحيدنهآ بيرونى را در مجموعهآ منابع و تحقيقات علوم طبيعى و ه پزشكى (دفتر سوم، از جلد سوم)، نشر يوليوس اشيرينگر، 1932، با تزجمهآ آلمانى و حواشى و توضيحات منتشر ساخت (متن عربى مقدمه در 17 صفحه و ترجمه آلمانى در ه 52 صفحه).
كاتب نسخه عربى شخصى است به نام ابراهيم بن محمدين ابراهيم تبريزى معروفج به غضنفر كه آن را در سال 678 هجرى قمرى استنساخ كرده است. ما دربارهآ غضنفر تبريزى در صفحات آينده سخن خواهيم گفت. او در پايان نسخه نوشته است: «ين آولر وهذاالكتاب الى الجزء التاسع. عشر كان بخط حيوان عديم العقل سقيم الرأىيه مختلط الذهن مختل الادراك مأوف الطبع مشوش موسوس و كان ملقبابديودست، قاجهدت ه فى تصحيحه واصلاحه، فلم يمكنتى لفرط سقم الكتابة وكثرة خطاياها وذلك بعد تضييع برهة من الزمان بامحاء ما عثرت عليه من الزلل و اصلاح ما فجمت عليه من الخلل وجه الخطا الفاحش وانما ذكرت ذلك ليعلم من وقع اليه هذاالكتاب ان الفساد من اى جهة ه وقع فيه ولاينسبه الى جانب المصنف او الى غيره والله اعلم، كتبه غضنفر التبريزى ف يه آخر سنة 678 هچريه».
ترجمه: «از آغاز اين كتاب تا جزه نوزدهم په خط جانورى بى خرد بيماررآى آشفتهذهن پريشان حواس آفت سرشت درهم ديوانهوار بود كه ديودست لقب داشت، من در تصحيح و سامان دادن آن كوشيدم اما نتوانستم زيرا نوشتن او بسيار نادرست و ور لغزشهاى آن زياد بود و اين پس از آن بود كه مدتى وقت ضايع كردم تا لغزشهايى را كه به آن بر خوردم محو كنم و نابسامانيهاى آن را به سامان بياورم. اين همه بزاى آن گفتم تا كسى كه اين كتاب به دست او برسد بداند كه تباهيها در.آن از چه راهى رسيده است و آن تباهيها را به مصنف يا كسى ديگر نسبت ندهد، و خداوندداناتر است. اين سخنان وه را شضنفر تبريزى در پايان سال 678 هجرى نوشته اين «ديودست» كه غضنفر نسخه صيدنه را از دست نويس او استنساخ كرده است خود آن را از روى نسخه اى نوشته بود يو كه تاريخ كتابت آن روز چهارشنبه بيستم ربيع الاول سال 468 بوده است (پايان ورق 2133). اين نسخه مورخ سال 468 در قرن ششم هجرى به دست دانشمندى به نام ظهيرالحق ابوالمحامد محمدين مسعودبن محمدبن الزكى الغزنوى افتاد و او آن را با ه نسخة اصل كه به خط ابوريحان و شيخ احمد نهشعى (كذا! و درست: بيهقى) بوده مقابله كرده است. او مى گويد كاتب نسخه مورخ 468 اهل تصحيف (تغيير و تبديل ) بوده است.
صفحہ 10