Book of Pharmacy
الصيدنة
============================================================
خرف الصاد 631. صاب (1) 2 0-2700 2، نال 1620 للللفلله60 صاب(2) درختى است كه چون فشرده شود ازو بههيأت شير آبى بيرون آيد و اگر قطره اى از او در چشم افتد در وقت فشردن او چنان نمايد كه از آسمان شهاب سوى زمين ايد و در هوا درفشان شود. و منيت او در اقصاى بلاد شام است و طعم او تلخ بود. ابوعبيد از اصمعى روايت كند كه طعم صاب و سلع و و تلخ است وليث گويد صاب عصاره درختى است كه طعم او تلخ است.
1 . نقل از نسخ خطى سه گانه ترجمه فارسى. 2. «والصاب عصارة شجر مر . ويقيل هو شجر اذا اعتصر خرج منه كهيئة اللين و ريما نزت منه نزئةاى قطرة فتقع فى العين كانها شهاب نار.» السان العرب ذيل صوب).
32. صير(1)/41ا6حل صبر را بلغت سريانى علوا گويند و پارسيان الواگويند و بلغت هندى بولو (2) گويند. و درخت صبر را بهندى كوار(3) گويند و در نواحى مغرب او را صباره گويند. ليث گويد صبر عصاره درختى است كه برگهاى او دراز باشد و سطبر جوه و تيرهرنگ و به نيام كارد مشابهت دارد و در نظر آدمى درشت نمايد و از ميانهآ درخت او ساقى پديد آيد و بر آن ساق گل زرد باشد و بوى آن گل كرفت(4) بود و ناخوش. و ديسقوريدس گويد برگ او به برگ عنصل نزديك است بهيات و سطبر باشد و هر يك از برگهاى او ازپس(3) مايل بود و عريض باشد و باين صفت به كارد مشابهت دارد و بر هر دو طرف برگ او خارها د
Sayfa 446