Book of Pharmacy
الصيدنة
============================================================
362 كتاب العيدنة فى الطب نزديك باشد و قوت او قوت بلوط است.
1. نقل از نسخ خطى سهگانه ترجمهآ قارسى 590 شاهدانق(1) 00001312ب055787ة شاهدانق را يزبان پارسى تخم كنب گويند و بلغت سريانى زرع آدم(2) و برومى كتابورين و به لغت تازى قنب گويند. و ابو عمر و مطرز كه غلام ثعلب بوده است گويد تنوم(3) عرب درخت شاهداته را گويد و چنين گويد آنچه دشتى بود از شاهداته ياندازه پلپل باشد و عامهآ عرب او را حب سمنه گويند. ووه قاينى گويد از حنين چنين شنيدم كه شاهدإته داروى كشنده است مقدار يكدرم از او بطريق اسهال بكشد و تادر باشد كه كسى از مضرت او خلاص يابد.
1. تقل از نسخ خطى سه گانه ترجمهآ فارسى. 2. چنين است در مج و در مب «زرع آدام». 3. تنوم شاهدانه تيست بلكه گفتهاند دانهآ او مانتد شاهدانه است السان العرب ذيل تتم).
فك. شاهسيرم (ا)ل ي0ا لا6فقا 10 يا للللل) الفلݣللاا شاهسپرم را بلغت تازى ضيمران گويند و نام مطلق او ريحان است و اگرچه وتام ريحان بر جملهآ اتواع رياحين اطلاق كنند بطريق مجاز آما لفظ ريحان موضوح در مقابلهآ اوست بطريق حقيقت(2) و بلغت عرب او را حماحم گويند.
و چنين گويند كه عرب شماجم شكوفهآ او را گويند و بعضى گفتهاند حماحم شاهسپرم سرخ را گويند.
1. نقل از نسخ خطى سهگانهآ ترجمهآ فارسى 2. اين ادعا از كتب لغت عرب تأييد نمى شود .
592. شاياتك(1) 207020- . ل ق021، 1ل شابانك را بعضى شابانق نيز گويند بحرف قاف. و صهاربخت گويد شابانك
Sayfa 422