الصيدنة
الصيدنة
============================================================
ب نت ضلت نبشت نتاشرتة زب زه حرف الشين 375 وكه جرم او بر سنگ آن كوه بر گرفته باشد چنانكه انواع صمغها بر درختان و باشد و نيكوتر در او انست كه لون او سياه باشد و بوى او مايل باشد ببوى بول گاو. و چنين گويند شلاجت از كوههاى بزرگ در موضعى باشد كه بر سنگهاى آن موضع سوراخها باشد و آن سوراخها را در زير منفذى نباشد و 7 ه
شلاجت در آن موضع به ترشح جمع شود و چنين گفتهاند كه مادهآ او بول ار س نب گوره خر است و كيفيت تولد او آنست كه گورهخر بول بيندازد و بول او هوهد بتدريج در آن جمع شود و كثافت در او به مرور ايام پديد آيد و باينمعنى تو پارسيان او را گوركميز گويند. و بعضى گفتهاند تولد او از كميز نهاز (3) (3)01 بزكوهيست و شلاجت ازو در آن وقت متولد شود كه وقت گشنى(4) او باشد زيرا كه در آن وقت بسبب حرارت كه در مزاج او پديد آيد بول او كتيف باشد ج اولون او سياه بود بشبه لون قار و چرب باشد و ممكن باشد كه در اول تنك باشد چون مدتى برو بگذرد كثيف شود. و ابن دريد گويد كميز گوره خر را عرب صن گويد. و چتين گفته است كه چون او بمرور ايام كثيف شود او را يه اطباء در ادويه بكار برند. و تعلب از سلمه روايت كند كه سلمه چنين گفت كه ه من از فراء شنيدم كه چن كميز حيوانيست كه عرب او را وبر گويد بسكون باء. و ليث گويد وبر حيوانيست بهيات مقدار گربه ولون او گردفام بود و چشم ان درغايت حسن و ملاحت باشد و يكى از خواص ان حيوان آنست كه درغايت شرمسارى باشد و موضع اين حيوان در اقصا بلاد شام است.
1. نقل از نسخ خطى سهگانه ترجمه فارسى. اين دارو به صورتهاى مختلف ذكر شده است: «سلاجت به فتح اول و كسر جيم.. نام دارونى است دوائى و آن سنگى باشد كه بوى بول و ور شاش از آن مى آيد و گويند اين لغت هندى است (برهان قاطع). در فرهنگ نظام: سلاجيت.
باز در برهان قاطع: «سلاحه به قتح اول و حاى بى نقطه شاش بزكوهى را گويند كه برر سنگ كرده باشد و سنگ سياه شده باشد و آن را بتراشند و در دوابى به كار برند.. و ظاهرا كه با لغت سابق (سلاجت) تصحيف خوانى شده باشد. در مخزن الادويه (ص 509) گفته است
Bogga 435