الصيدنة
الصيدنة
============================================================
حرف الشين 88ك. شاهترج(1) 7774800ا5نلة11، 100828 (2)0 بلغت رومى شاهترج را طابليديون(2) گويند. ديسقوريدس گويد شاهتزج نباتى است كه منبت او در بلاد شام بود و زمين قليقيا(3) و به گزر دشتى مشابهت دارد جز آنكه از گزردشتى نبات او باريكتر بود و تلخى در او زيادتر ر باشد و او را يخته وخام بخورند. ابوالخير گويد از انواع ترهها شاهتره است كه درو قوت قبض و طعم تلخ ظاهر است و بعضى از اطباء گفتهاند كه از وه شاهتره نيكوتر ان باشد كه نبات او سبز بود در غايت سبزى و طعم او تلختر و بود و نبات او هموار باشد و بهندى او را پاپله(4) و پاپره هم گويند و بزابلى تشيك(5) گويند.
1. نقل از نسخ خطى سهگانهآ ترجمه فارسى. آ. اين كلمهآ ظاهرا محرف از غينغيدون ارجوع به عنوان يونانى) است. زيرا در ترجمه عربى ديسقوريدس (شماره 138 از دوم) آمده است: واغينغيدون وهو الشاهترج» ومطالبى كه از ديسقوريدس نقل شده است از همان جا است. 3 .
در اصل: «بليقا» . اصلاح از ديسقوريدس. 4 . در مخزن الادويه: «پت پاپره به معنى بقلهآ نافعه براى مره صفرا وكت پاپره نيز نامند (ص 538). 5. در لغتنامه پلاتس: «تشنك».
589. شاهبلوط (1)ح هب1606 615ن627ق يا -5ة 2221 66876) يا باللل 11258178ق) شاه بلوط را بلغت سريانى بلوطا ملكا گويند. اهوازى گويد او را بلغت رومى قسطنه گويند. و او به هيأت باندازه نيمهآ جوز باشد ومزه او به مزه فندق تر جه
Bogga 421