440

As-Saydana

الصيدنة

سیمې
ایران
سلطنتونه او پېرونه
بويهيان

============================================================

380 كتاب الصيدنة فى الطب 1. از تسخ خطى ترجمه فارسى. در اصل شواصره است ولى در برهان قاطع و مخزن الادويه و ه . اسماء العقار وغير آن «شواصرا» با الف. آن را به معنى برنجاسف و بوى مادران گفته اند (يرهان قاطع). خود شواصرا كلمه سريانى است (مايرهوف بر اسماءالعقار شمارهآ 63).

622. شؤمر(1) نوعى است از اتواع داروها و در كتاب حشايش او را به مازريون تعريف كرده است اما در صفت او ذكرى تكرده است. و بعضى از اطباء چنين گفتهاند كه تخم او به تخم قاقله ماند كه او را در عطر بكار برند و بيخ نبات او خوش ود بوى باشد. و گفتهاند يك نوع ازو آنست كه برگ او خرد باشد و بدرازى ر مايل باشد هيأت برگ او، و ميوه او گرد باشد و بايتمعنى به گشنيز مشابهت دلرد و خوش بوى بود و يطعم تيز باشد.

1. نقل از نسغ خطى سهگانهآ ترجمه فارسى. احتمال ميدهم كه اين دارو با شوشمير يا ششمير و كه او را قاقلهآ صغير و هيل و هال بوا گفتهاند يكى باشد. در برهان قاطع گويد: شوشمير به و معنى هيل باشد و به عربى قاقله صغار و خير بوا خوانند رجويع شود به «هال بواه در همين كتاب.

623. شوع(1) .86210 11121056 90718 ابوعبيد از اصمعى روايت كند كه عرب شوع درختبان را گويد. ووه قيس بن خطيم در ذكر او مصراعى گفته است و مصراع اين است بحافتيه(2) الشوع والغريف.

1. نقل از نسخ خطى سه گانهآ ترجمه فارسي2. به گفتهآ لسان العرب جوهرى در الصحاح اين مصراع را به قيس بن الخطيم نسبت بداده است و اما ابن يرى آن را به احيحة بن الجلاح نسبت داده است و تمام آن چنين است: مغرورف اسبل جباره بحافتيه الشوع والغريف. جالب توجه آنست كه مؤلف لسان العرب در مادهآ شوع اين بيت را در وصف كوه (يصف جيلا) ميداند ولى ذر مادهآ غرف پبا آوردن بيت ماقبل آن، آن را در صفت تخل ميداند. ماقيل آن چنين است: اذا جمادى منعت قطرها زان جنايى عطن معصف. در مادهآ عضف در لسان العرب گفته است كه

مخ ۴۴۰