248

============================================================

188 كتاب الصيدتة في الطب 1. تقل از نسخ خطى مذكور ترجمه فارسى و مخصوصا نسخهآ مج كه در اين قسمت كاملتر است.2. تقل .

از حاشيه منهاج البيان ورق ا3.70. دراحسل: يعدون. 4. عيارت ابو حتيفه در ياره جمهورى به تقل از ر لسان العرب چنين است : «الجمهورى شراب محدث رواه ايوحنيفة و قال واصله ان يعاد على البخنج الماء الذى ذهب منه ثم يطيخ ويودع فى الاوعية فياخذ اخذا شديدا» (ذيل جمهر). قسمت اخير درباره بادق تيز ظاهرا از ايو حنيفه است. رچوع شود يه المخقمص ج 11 ص 81 (ويسمى اليادق فارسى) در وجه تسميه آن به جمهورى در لسان العرب آمده است: و قيل له الجمهورى لان جمهورالتاس يستعملونه اى اكثرهم.

267. جنبيل(1) (شايد) بأ 8221011111ل1010011 برگ او به برگ طرخون مشابهت دارد و طعم او تيز بود در غايت تيزى و اهل ه زابلستان سعتر را جنبير(2) كوهى گويند و گويند برگ نبات او تنك باشد و دراز و ور طعم او تيز بود و گفتهاند كه در بخارا او را مرحك(3) گويند. و محمدز كريا در كتاب اغذيه گويد جنبيل را اهل نشابور حسينى گويند(4).

1. متقول از نسخ خطى مذكور ترجمه فارسى درمغ: جنبير آ. در برهان قاطع گويدة چنبيد يه سريانى ه نام دوايى است كه آن را به فارسى اوشه ويه عربى سعتر خوانند. 3. چتين است در هر سه نسخه كه در دست من است. احتمال ميرود كه مرجك يا مرخك ياشد. 4. در ذيل كلمهآ توم كه گذشت ايو ريحان آن را به جتبيل معادل اورده است. احتمال ضعيقى ميدهم كه كلمة حسينى محرف از كلمه اى شبيه چنبيل ور و جنيدر و جشييد بانقمد 268. جمير(1) جمير نوعى است از انواع تره ها و در بخارا بسيار باشد و گويند بيابانهاى اسبيجاب هور پر باشد از او، لون او به لون بنفشه مشابهت دارد.

1. منقول از نسخ خطى مذكور ترجمه قارسى 269. جنطيانا(1) 16024:7ا611131028 بعضى او را جنطيان گويقد چنانكه كروياى رومى را قردمانا گويند و قردمان نيز جه

Halaman 248