Al-Saydana
الصيدنة
============================================================
ه مم ست ه ح، درد رف الشين 383 626. شيلم(1) 000=.ا 16111011111111 لافلليا جاليتوس گويد شيلم را سياهدانو(2) گويند و زوان(3) هم گويند و زيا تيز گويند و منبت او بيشتر در گندم زارها باشد. و حنين گويد كه در هر نوع ازه انواع حبوب از انواع ادويه عبرتى(4) بتوان يافت و انچه در مزرعه گندم افتد ور او را شيلم گويند و دانهاى كه عرب او را حنطهآ سوداء گويد يعنى گندم سياه ور هم بتوان يافت. و انچه در جوزارها برسته شود او را دو سر گويند. و در چو كتاب حاوى زوان ذكر كرده است و گفته است چون ازو بطلبى در حرف رود شين در ذكر شيلم طلب كن. و چنين آوردهاند كه شيلم را بلغت روميو ليخونن(5) گويند. و امدى گويد شيلم در جوزارها يسيار باشد جز انكه چون و منبت او در كشت جو بود او را دوسر گويند. و حنين گويد كه زوان گندم را ه گويند كه از هيات خود متغير شود چنانكه عدس متغير شود و دانههاى او ه بسبب تغير گرد شود و جرم او سخت گردد تا آب و آتش درو دشوار اثر كند و و باين معنى در پاك كردن اين اتواع از حيوب مبالغت واجب بود. نيقولاوس و طييب گويد گندم و كتان كه پارسيان او را زغير گويند از خلقت خود متغير وه اشوند و بعد از تغير هر دو را شيلم گويند. و ابوحنيفه گفريد شيلم را عربه زوان گويد و بعضى از زوات او را شالم گويند و چتين گويند كه اصل او ه عجمى بوده است. و نيات او پهن ياشد و بر روى زمين رود چون يبالد و برگ او به برگ بيد بلخى مشايهت دارد و لون او درغايت سبزى باشد و ترى ر و او را در وقت ترى بخورند و او از صبر تلخ تر است بطعم.
1. از نسخ خطى سهگانه ترجمه فارسى آ. در هر سه نسخه «دانو» است و به احتمال قوى ه بدانه» استه 3. در پيشتر موارد در اصول سهگانه «زاون» است كه درست نيست. «قال ابو عمرو الزوان الشيلم يهمز ولايهمزه (كتاب النبات 468) و رجوع شود به ذيل زوان در همين كتاب ؟ا. يكى از معانى عبرت توع است كه در اينجا به همان معنى است. كريموف آن را يوه
Halaman 443