428

============================================================

368 كتاب الصيدنة فى الطب خوشتر باشد از بوى قيسوم و شاخهاى نبات او باريك بود و چون ميوه او خشك شود لون او زرد شود و تيرهرنگ. و در عبوتران اختلاف لغات است چون عبوثران و عبوثران يفتح و ضم ثاء و عبيثران نيز گفتهاند: لحيانى گويد عبيثران(3) درختى است كه بوى او خوش بود و بر اطراف او خارها باشد كه چون در جامه تعلق كند استدن جامه از خارهاى او دشوار باشد. بولس گويد هور عبوتران سه نو ع است، دو نوع از او ميوهدار است و يك نوع از او آنست كه او را ميوهاى نيست و آن دو نوع كه ميوه دار است از او طبع را نرم كند و ور اخلاط بد را از باطن بيرون كند.

1. از نسخ خطى بسه گانهآ ترجمهآ فارسى. مايرهوف در شرح اسماءعقار (شماره 364) مى گويد كه شجرة مزيم را به گياهان متعدد اطلاق كردهاند از جمله 60له (در فرهنگ انگليسى حييم به ور پنجهآ مريم ترجمه شده است و در كتاب گل گلاب به بخورمريم) و 1824116110 (كه نيز در يونانى دوشيزگي و عدراء بودن را مى رساند و با نام مريم متناسب است) و122زلا (كه باز يكى هوه از انواع آن كف مريم خوانده شده است) و 6لللت. همين شجره مريم را ديگران بخورمريم نيز گفتهاندريشهآ آن همان عرطتيثاى معروف است. براى اسامى علمى ديگر رجوع شود به و كريموف 2.572. چنين است در اصل ودر لسان العرب (ذيل عبثر) قيصوم با صاد: «العبوثران و العبيثران نبات كالقيصوم فى الغبرة الا انه طيب للاكل» 3 . والعبيثران شجرة طيبة الريح كثيرة الشوك لايكاد يتخلص منها من شاكها يضرب مثلا لكل امر شديد (لسان العرب ذيل عبثر).

202. شجرة(1) البق 0غ1ع77=019للا يا.ا 11016616 ارجانى(2) گويد طبع شجرة البق سرد خشك است و باين معنى جراحتهاى ه تر را خشك گرداند و نيكو كند و علتى كه پوست اندام را بكند چون بهق ووه درد ومانند آن جمله را سود دارد چون يسركه آميخته شود و علاجم كرده آيد.

و اگر پوست اين درخت را بر موضع جراحت عارضى چون زخم چوب وه مانند آن ببندند چنانكه شكستهبند بندد هر عضو شكسته را و جراحت را ز نيكو كند.

1. نقل از نسخ خطى سهگانه ترجمهآ فارسى. آ. اين قسمت خاصيت است كه از ابوريخان

Halaman 428