426

============================================================

اقته التنتناتنامحخ الشتش ى نان ننقنت 366 كتاب الصيدنة فى الطب «در منقول مخلص اورده است كه شيت بلغت پارسى اشود بوده است و شبت معرب است ازه اوه.4. 211515 589. شبرق(1) 7 111612 01718 و لل01فا2ناللة قفل1110 اين شميل گويد هرچه باريك ياشد و ضعيف از انواع گياه و درخت و خارو و غير آن، عرب او را شبرق گويد. زجاج گويد شبرق نوعى است از انواع خار چون تر باشد و چون خشك شود او را ضريع گويند. ابوزيد گويد منبت ه شيرق در زمين نجد است و تهامه و او را ميوه اى باشد يهيات خرد و شكوفه او بلون سرخ بود و بعضىى از عرب او را جلة گويند. و ثعلب از اين الاعرابى روايت كند كه جلة درختى است كه چون اشتر از او بخورد شير از يستان او وه بيرون آيد. و زجاچ گويد كه شبرق گياهى است كه اطراف نبات او بسرهاى تيزه مشابهت دارد و او را ضريع نيز گويتد و منبت او در ريگها باشد و چريدن او حيوان را نيك نبود 1. نقل از نسخ خطى سهگانهآ ترجمه فارسى شبرم (1) 7000ا ا 0100209 ابوعمرو گويد شبرم نوعى است از انواع معارف نبات. و ايوسلمه از فراءو روايت كند كه شبرم دانه ايست كه به نخود مشابهت دارد بلون و به هيات و و درخت او را خار بسيار باشد و شكوفه او سرخ بود. و طايفه اى از عرب گفتهاند ساق نبات او باندازهآ بالاى كودك نشسته بود يا مقدارى بزرگتر و ه برگهاى او دراز باشد و باريك و لون او درغايت سبزى بود و منبت او در 15 ريگ تودهها و كوهها بود. و طايفهاى از عرب گفتهاند كه شبرم درختى است و و او را دانههاى سخت باشد كه اشتروگوسپند باو رغبت نمايد. و محمدزكريا

Halaman 426