358

============================================================

298 كتاب الصيدنة فى الطب 474. روبا11)رزك 1200006= . 171 1010ق501 ماسرجويه گويد روبارزك درخت عنب التعلب را گويند و قوت او در حرف عين گفته شود انشاءالله.

1. تقل از نسخ خطى سهگاتهآ ترجمهآ فارسى. روبارزك درست معادل عنب التعلب است.

روباهتربك نيز گفتهاند و گفته اند تربك نوعى از انگور است (برهان قاطع).

475. روين با ل0ن 1نا 1200 فوة الصباغين گويند و قوت او در باب فاء گفته شود انشاءالله.

446 ريحان(1) ق1004ا 61اق3 00004ل164 شاه اسپرم را عرب ريحان گويد و چنين گويند كه ريحان اسم جنس است وه مرانواع سپرغم را. و شاه اسيرم از انواع ريحان آنست كه برگ او خرد باشد و نبات او خوش يوى بود و مورداسپرم آن را گويند از اتواع او كه برگ او ه به برگ مورد مشايهت دارد و نوعى ازو به نبات سعتر مشابهت دارد و او را يهد سعترى گويند. و نوعى را ازو نعتاعى گويند بسبب مشابهت او به نبات و :نعناع. و نوعى را ازو طرخونى گويند. و نوعى را ازو صتوبرى گويند بهمين جهى .. معنى كه برگ او به برگ اين نباتها مشابهت دارد. و حمزه گويد ريحان را ى بيارسى سپرم گويتد و در اصل اسفران يوده است و اسفران شادمانى دايم را ير گويند. و بعضى از اهل لغت ريحان را حماجم گويند. و حماجم معربست از لفظ همبهم و همبهم را معنى چنين باشد بلغت تازى كه هااناذا يعنى چنانستى كه ه و نبات ريحان چون از زمين پديد آيد گويد نك(2) من اينم: و مراد ازين شهرت او باشد چنانكه كسى ندا در دهد و خود را تعريف كند. و ابوحنيفه گويد حماحم در اطراف يمن بسيار باشد و نيات او بستانى بود. و ابومعاذ گويد ربحانو

Page 358