الصيدنة
الصيدنة
============================================================
حرف الشين 369 نيست. در نسخ سهگانه قسمت مربوط به نام درخت و وصف آن از قلم افتاده است. در مغ و مج: «شجرة النبق» 603. شحم(1) الارض 776207،00-12/2 52-81001ق56 ابن ماسويه گويد شحم الارض قسط را گويند. و جاحظ(2) گويد و شحمة الارض را شحمة الرمل نيز گويند وجرم او سپيد بود و در نظر خوب هه نمايد و برو نقطههاى سرخ و زرد باشد و كف دست زنان را بايتمعنى باو تشبيه جه و كنند و او از عظايه در عرض زيادت باشد و از چمله جنبندگان بصورت خوبتر وه باشد و عادت او آن باشد كه چنانكه ماهى در اب غوطه خورد و سباحت، او در خاك و ريگ همچتان كند و معنى لفظ شحم بلغت پارسى پيه باشد و انواع پيه حيواتات بسيار است و در هر يك خاصيتى ديگر است.
1. از نسخ خطى سه گانهآ ترجمه فارسى. شحم الارض به خراطين نيز گفته مى شوده 011606ل0لابا 6116576ا. ولى با وصفى كه در اينجا شده است مقصود كرم خاكى نيست بلكه يكى از و انواع سوسماران است. 2. مطالب بعدى مآخود است از كتاب الحيوان جاحظ اج6 ص 36): ««و مماهويغوص فى الرمل و يسيح فيه سياحة السمكة فى الماء شحمة الرمل وه يه شحمة الارض ... الخ».
04. شقاقل= .55ل1 الايلعل256ل1ق10 يا الةعةةلل16 قل يا . 10 يا با ع681 0ل شقاقل(1) بيخ گزر دشتى را گويند و دوقو(2) تخم او را گويند و او را از سمرقند پاطراف برند و بهندى او را كيركاكول(3) گويند.
(2) 1 1. از نسخ خطى سه گانه ترجمه فارسى. 2. رجوع شود به دوقو در همين كتاب.3. در بخزن الادويه (ص 549) كاكول.
صفحه ۴۲۹