الصيدنة
الصيدنة
============================================================
احد مة بنممن الخ غلية مهصدخةة غطت ذت خشن حرف الطاء 203 قيل شجر ورقه بين ورق الزيتون والمازريون.
1. مايرهوف در شرح اسماء العقار (38) به نقل از ديموك م102 مى گويد كه طاليسفر يا طاليسفتر از كلمهآ سانسكريتى تاليسا - پترا مى آيد. در تعيين ماهيت آن اجتلاف است. پلاتس ذيل تالسپترى و تالشبترى (ص 306) آن زا 8 الكلك تقلل مى نامد و مى گويد برگها و جوانههاى آن تلخ و قابض است و به طعم ريياس است و آن را مقوى معده مى دانند و در علاج اسهال و ذوسنطاريا و انواع تبها حتى تب لازم تجويز مى كنند. اين دارو و وصف ان در حاشيه نوشته شده است و در ترجمه فارسى نيست.
660. طاليقون(1) قيل انه معمول من الشبه. و فى كتاب الاحجار انه من جنس النحاس الا ان الاولين اكسبوه سمية بالادوية الحارة(2) حتى يضران خالط اللحم والدم و يتخذ منه متقاش (3) لشعر(4) الاجفان فلايعود.
و 1. در اصل: «طالقون». ولى چون در همهآ كتب معتبر طاليقون ذكر شده است و خود ايوريحان جو در الجماهر (ص 267) نيز طاليقون آورده است ما نيز يه همان صورت آورديم: اين كلمه و وصقت آن در حاشيه اصل است و در ترجمه قارسى نيست. 3. در الجماهر: «الحادة» و آن نبايد درست ياشد. ؟. در اصل: «منفاس» تصحيح از الجماهر (مذكور) 4. دراصل: «يسفر».
تصحيح از المجماهر.
61ع طبرخشت و هو صمغ اكهب يجلب من نيه(1) احدى نواحى سجستان امر من الصبر يهر (1851 الر يشربللقروح الرطبةالساعية..
1. در اصل چتين ضبط كرده است. در تاريخ سيستان نه و تيه هر دو ذكر شده است و مجحح آن ملك الشعر ابهار مى گويد نيه و ته هر دو يكى است و املاى آن ياء مجهول وهاء ملفوظ است (ص 282). در صفحهآ 261 همان كتاب ملك الشعراء مى گويد نه از شهركهاى سيستان و ر سرحد قهستان واقع بوده و امروز هم قصبه اى است و تلگرافخانه دارد و نه و بتدان در عرض يكديگر و نژديك به هم اند. نيز رجوع شود به حدودالعالم ص 102.
Página 463