============================================================
حرف الراء 297 1. از نسخ خطىى سهگانه ترجمهآ فارسي2. شايد «طقراه باشد (رجوع به عتوان يونانى). 3 .
و شايد تحريفى از سفوديس باشد (ترجمه عربى ديستوريدس 58 از پنجم). ؟. رجوع شود به كريموف474). 5. سفوديون مدكور در حاشيه 3.
472. موام(1= 2.ا ع1 ل0عل نوعى است از معارف نبات در باديه و يكى را ازو مزامه گويند و اين روايت .
فراء است از ائمه لغت. و ابوحنيفه گويد لون او خاكفام است و برگ او ه خرد ياشد و پهن و برگ او را نگاه دارند از جهت دفع مضرت زهرمار و كژدم و انواع هوام را. و طريق استعمال او در دفع مضرت زهر آتست كه او را در جوه آب اندازند و بگذارند تا قوتى كه درو بود بآب بگذارد آنگاه آن آب را با و ودر دهند.
1. از نسخ خطى سه گانهآ ترجمهآ فارسى 473. رئدا1) .ا علناه1 8ل102 ابوعبيد از ابو عبيده روايت كند كه رند درختى آست خوشبوى از درختانور باديه. و بعضى از عرب هر چوب را كه باو بخور كنند رند گويند. و ابوغمر و مطرز از ابوالعباس تعلب روايت كند كه رتد عرب درخت مورد را گويند. ووه وابوعبيده وابوعمرو شييانى و ابن الاعرابى اين را انكار كرده اند و ابوعمرو ه شيبانى و ابن الاعرابى چنين گويند كه عرب رند مرنبات حتوه را گويد. ووهز ابوريحان(1) گويد يكى از مشايخ شام مرا چنين خبر كرد كه رند درخت غار را گويند و گفت او معروف است در لغت عرب و از لفظ رند جز او فهم نكنند.
1. از نسخ خطى سه گانهآ ترجمهآ فارسى.2. اشتباه مترجم است. قائل اين قول ابوحنيفة است نه ابوريحان: «و اخبر نى شيخ من عرب الشأم قال تحن نسمى شجر الغار الرند» (كتاب النبات شماره 222).
পৃষ্ঠা ৩৫৭